چراغ های ضابطه تاریک اند
نوع محتوا : آرشیو
زمان مطالعه : 1 دقیقه
بازدید : 465
اضافه به لیست دلخواه
دیدگاهها
پرنده مردنی است گودبرداری ریختنی است «کلنگی» انداختنی است *** دلم گرفته است دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر کلیدهای موبایل فشار میدهم چراغ های رابطه روشن میشوند *** آقا کلنگی متری چند؟ اوُسا سیمان کیسه ای چند؟ صاحب، غفور ماند زیر آوار! آقا کارگر دونه ای چند؟ *** چراغ های ضابطه تاریکند چراغ های ضابطه تاریکند کسی مرا به بازرسی معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی متخلفان ساختمانی نخواهد برد فروش را به خاطر بسپار گودبرداری ریختنی است *** اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان «نفوذ» بیار! و یک دریچه که از آن به ازدحام «رابطه» با پول بنگرم *** یک پنجره برای خریدن یک پنجره برای فروختن یک پنجره که مثل حلقه چاهی در انتهای خود به گاوصندوق بانک میرسد *** من از نهایت شب حرف میزنم چراغ های ضابطه تاریکند چراغ رابطه را روشن کن
انتهای مطلب | پیام ساختمان
چاپ شده در هفته نامه پیام ساختمان شماره186 | فهرست مطالب شماره 186